همه دنیای امید http://omid2020.mihanblog.com 2017-12-17T05:28:52+01:00 text/html 2014-09-17T02:46:42+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی باز آمد بوی ماه مهر http://omid2020.mihanblog.com/post/115 <b>یکی می گفت: دلهره آور تر از آهنگ <font color="#cc0000">"باز آمد بوی ماه مهر"</font> توی دنیای موسیقی ساخته نشده و ساخته نخواهد شد</b><div><b>:-|</b></div> text/html 2014-05-25T06:53:19+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی لبیک... http://omid2020.mihanblog.com/post/114 <div style="text-align: center;"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://i62.tinypic.com/95vh38.jpg" alt=""></div> text/html 2013-12-22T02:12:02+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند http://omid2020.mihanblog.com/post/113 <div class="b"><div class="m1"><p>این هم فال شب یلدا بنده:</p><p><br></p><p>آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند</p></div><div class="m2"><p>آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>دردم نهفته به ز طبیبان مدعی</p></div><div class="m2"><p>باشد که از خزانه غیبم دوا کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد</p></div><div class="m2"><p>هر کس حکایتی به تصور چرا کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست</p></div><div class="m2"><p>آن به که کار خود به عنایت رها کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>بی معرفت مباش که در من یزید عشق</p></div><div class="m2"><p>اهل نظر معامله با آشنا کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود</p></div><div class="m2"><p>تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار</p></div><div class="m2"><p>صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب</p></div><div class="m2"><p>بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>پیراهنی که آید از او بوی یوسفم</p></div><div class="m2"><p>ترسم برادران غیورش قبا کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>بگذر به کوی میکده تا زمره حضور</p></div><div class="m2"><p>اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان</p></div><div class="m2"><p>خیر نهان برای رضای خدا کنند</p></div></div> <div class="b"><div class="m1"><p>حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود</p></div><div class="m2"><p>شاهان کم التفات به حال گدا کنند</p></div></div> <div class="spacer">&nbsp;</div> text/html 2013-09-25T13:44:45+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی صبر http://omid2020.mihanblog.com/post/112 رفتم داخل پارکینگ<br>پارک کردم و اول بسته کاغذ رو برداشتم و بعد رفتم سراغ کیف<br>تا من کیف رو بردارم اومد و شماره پلاک رو نوشت و برگه پارکینگ رو داد دستم<br>یه خونه قدیمی بود که خرابش کرده بودن و الان شده بود پارکینگ<br>برگه رو گرفتم و رفتم سمت پاساژ<br>پله ها رو بالا رفتم و داخل مغازه صحافی شدم<br>کمی صحبت کردیم و خداحافظی کردم از مغازه اومدم بیرون<br>پاساژ رو ترک کردم و سمت پارکینگ رفتم<br>20 قدم بیشتر با پاساژ فاصله نداشت<br>داخل پارکینگ که شدم برگه کوچیک پارک رو بهش دادم - خیلی پیر نبود جلوی در پارکینگ مقداری میوه گذاشته بود و میفروخت همزمان هوای پارکینگ رو هم داشت -<br>گفت: هزار تومن، فقط پول پارک (شاید 5 دقیقه نشده بود ولی خب ورودی بود دیگه)<br>سرم رو آوردم پایین تا از داخل کوله کیف پول رو بیرون بیارم<br>هزار تومنی رو بهش دادم و دوباره کیف پول رو داخل کوله گذاشتم<br>یهو گفت: فندق تر با پسته تر ...<br>وسط حرفش پریدم و گفتم: کیلویی چند؟<br>مکثی کرد و گفت: بذار حرفم تموم بشه<br>خجالت کشیدم گفتم بفرمایید<br>گفت: یادداشت کن، فندق تر رو با پسته تر آسیاب میکونی مثل خمیر میشه کامل میذاری روی سرت<br>گفتم: فندق تر با گردو تر؟<br>گفت: بهت گفتم که یادداشت کن<br>گفتم: موهام؟ داره میریزه اما من اهمیت نمیدم<br>گفت: باید اهمیت بدی جوونی حوب نیست که اینطوری باشه<br>گوشی رو باز کردم و شروع کردم به نوشتن چیزهایی که می گفت<br>گفت: فندق تر رو با پسته تر آسیاب می کنی مثل خمیر میشه<br>گفتم: باید آب بریزم <br>گفت: نه خودش مثل خمیر میشه چون تره<br>گفت: باید خوب بمالی به سرت، موهات نه باید به پوست سرت برسه و بعد یک شب تا صبح همینطور بمونه<br>صبح دوش بگیر تا خوب پاک بشه<br>هفته یک بار و چهار هفته اینکار رو بکن<br>تشکر کردم و خداحافظی کردم نشستم داخل ماشین<br>یه چند لحظه فکر کردم<br>خودم رو جای اون گذاشتم<br>اگه اون وسط حرفم میپرید من دیگه ادامه نمی دادم<br>تو دلم گفتم چقدر خوبه که تو جوون نیستی و صبر داری<br>و بعضی وقت ها سکوت و صبر چقدر خوبه<br>- هنوز در مورد فندوق تر و پسته تر تحقیق نکردم اما درس بزرگی گرفتم<br> text/html 2013-08-17T01:45:01+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی جمعه های عکسی / هفته چهارم http://omid2020.mihanblog.com/post/110 <div style="text-align: center;"><br><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://8pic.ir/images/78755852421038988439.gif" alt=""></div><div style="text-align: center;">:: نمی دانم تو در بندی یا من / هر دو پشت یک شیشه ::</div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;">برای دیدن تصویر در اندازه اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید.</div> text/html 2013-08-02T10:00:00+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی جمعه های عکسی / هفته سوم http://omid2020.mihanblog.com/post/109 <div style="text-align: center;"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://8pic.ir/images/77379913750149420245.gif" alt=""></div><div style="text-align: center;">:: یاد مادربزرگ ::</div><div style="text-align: center;">برای دیدن تصویر در اندازه اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید</div> text/html 2013-07-25T15:00:00+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی جمعه های عکسی / هفته دوم http://omid2020.mihanblog.com/post/108 <div style="text-align: center;"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://8pic.ir/images/32028107995593740396.gif" alt=""></div><div><div style="font-family: tahoma, verdana, arial; font-size: 12px; text-align: center;">این جمعه دوم هستش که با یک عکس در خدمت شماییم</div><div style="font-family: tahoma, verdana, arial; font-size: 12px; text-align: center;">:: همه بی حرکت ایستادن، فقط کافیه که اراده کنی و به پرواز در بیای، اما هر کسی جرات پرواز نداره ::</div><div style="font-family: tahoma, verdana, arial; font-size: 12px; text-align: center;">برای دیدن تصوبر در اندازه اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید</div></div> text/html 2013-07-18T15:00:00+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی جمعه های عکسی / هفته اول http://omid2020.mihanblog.com/post/107 <div style="text-align: center;"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://8pic.ir/images/81088531120272513447.gif" alt=""></div><div style="text-align: center;">از این هفته می توانید در هر روز جمعه شاهد یک تصویر ویژه در این وبلاگ باشید</div><div style="text-align: center;">برای دیدن تصوبر در اندازه اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید</div> text/html 2013-06-22T15:20:33+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی چه فرقی می كند http://omid2020.mihanblog.com/post/106 <div>چه فرقی می كند، یا من ازین توفان به ساحل می رسم یا موج یا قایق</div><div>-----</div><div><font size="3" face="courier new, courier, monospace" color="#660000"><b>چه فرقی می كند</b></font></div><div><font size="3" face="courier new, courier, monospace" color="#660000"><b>یا من از این توفان به ساحل می رسم</b></font></div><div><font size="3" face="courier new, courier, monospace" color="#660000"><b>یا موج</b></font></div><div><font size="3" face="courier new, courier, monospace" color="#660000"><b>یا قایق</b></font></div><div><div><br></div><div>بارها و بارها شنیده بودم</div></div><div>اما این آخری فهمیدم چی میگه</div><div>یه پنجره جدید برام باز شده</div><div><br></div> text/html 2013-01-17T15:53:59+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی یادش بخیر http://omid2020.mihanblog.com/post/105 <font size="2"> سلام</font><div><font size="2">خیلی وقت بود که چیزی ننوشته بودم</font></div><div><font size="2">البته گاهی به عنوان یه بازدید کننده میومدم اینجا ببینم وبلاگم هنوز زنده س یا نه</font></div><div><font size="2">---</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">همینطوری امروز یاد یه چیزی افتادم</font></div><div><font size="2">یادم میاد خیلی خیلی وقت پیش ( 15 یا 20 سال پیش )</font></div><div><font size="2">شوهر خالم یه پیکان داشت و ما دو تا خانواده با هم ( 11 نفر ) سوار ماشینش میشدیم و میرفتیم دریا ( البته خیلی کوچیک بودیم )</font></div><div><font size="2">الان خیلی از اون کوچولوها ازدواج کردن</font></div><div><font size="2">اما جالب اینجاست که اون 11 نفر که توی یه پیکان جا میشدن الان با 9 تا ماشین اینطرف و اونطرف میرن ( فقط دو تا مادر ها از رانندگی بدشون میاد )</font></div><div><font size="2">:: زندگی ها چقدر عوض میشه</font></div><div><br></div> text/html 2012-03-30T12:36:23+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی این هم از سال جدید http://omid2020.mihanblog.com/post/104 <P>اول سلام باش</P> <P>این هم از سال جدید</P> <P>قرار بود متحول بشه، فعلا که خبری نیست</P> <P>فقط همین نکته</P> <P><FONT size=4 face="courier new,courier,monospace">" خدایا بی خیالی را نصیبم کن"</FONT></P> text/html 2011-12-17T06:11:50+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی مداحی در كلاس http://omid2020.mihanblog.com/post/103 <P>[http://www.aparat.com/v/46da3b840bc37bc08a065c41516711ce83241]</P> <P>&nbsp;</P> <P>&nbsp;</P> <P>[http://www.aparat.com/v/46da3b840bc37bc08a065c41516711ce83241] </P> text/html 2011-03-20T10:02:38+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی سال نو شد؟! http://omid2020.mihanblog.com/post/102 <P>سلام</P> <P>کمتر از 10 ساعت دیگه مونده به سال جدید!</P> <P>آریشگاه (بخوانید پیرایش)&nbsp;نرفتم!</P> <P>لباس نخریدم!</P> <P>اتاقم همچنان مثل کورک دکان - برای غیر فارسی زبانان (مغازه آدم نابینا) - می مونه!</P> <P>دوش، پوش، موش هم هیچی!</P> <P>نم نمک میرسد بهار...</P> <P>-- بی خودی این رو هم ببینین</P> <P>[</P> <DIV id=13006278939919695> <SCRIPT type=text/JavaScript src="http://www.aparat.com/embed/894db62f7b7a6ed2f2a277dae56a017c2860?data[rnddiv]=13006278939919695&amp;data[w]=600"></SCRIPT> </DIV> <P>]</P> text/html 2011-03-02T11:51:22+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی داستان ایزی لایبف http://omid2020.mihanblog.com/post/101 <P>اول سلام باش</P> <P>قبل از خواندن این پست، مقداری گلاب تهیه کرده و در کنار خود بگذارید...</P> <P>. سلام</P> <P>دو نکته رو توضیح می دم و آخرش شما احتمالا به یه جمع بندی می رسید</P> <P>اما قبلش باید دو موضوع رو بگم</P> <P>اول اینکه اینطوری که من نشستم روبروم مونیتوره و پشت اون دیوار- به طور خودکار روم به دیوار هست</P> <P>دوم اینکه پیشاپیش بخاطر بی ادبی که در ادامه مطلب خواهید خواند پوزش می خوام</P> <P>خب...</P> <P>بخش اول: من عادت ندارم سر کار به دستشویی مراجعه کنم، کلا غیر از خونه جای دیگه راحت نیستم. نوشیدنی هم زیاد می نوشم و همیشه کلیه هام تکمیل تکمیل (پر) هستش (روم به دیوار هست - اون گلاب رو اول پست گفتم حالا بریزید به روتون)</P> <P>بخش اول رو همینطور جدا داشته باشیذ</P> <P>بخش دوم: حتما برای شما هم پیش اومده که سوار این مسافربر هایی بشین که راننده هاشون عادت دارن هی سرعت برن و شتاب بگیرن و هی هی تند تند شدید ترمز بزنن. حالا مخصوصا خودرو هم از این پراید ها باشه که تمام احساس رو منتقل میکنه به مسافر.</P> <P>حالا این دو بخش رو با هم جمع کنید میشه حال این روزهای من وقتی دارم از سر کار بر میگردم به خونه</P> <P>خداییش بعضی روزها خودم رو جای این هموطن مسن توی تبلیغ ایزی لایف می بینم...</P> <P>&nbsp;</P> text/html 2010-03-20T18:28:01+01:00 omid2020.mihanblog.com امید امیدی داستان لباس http://omid2020.mihanblog.com/post/99 <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://www.google.com/logos/persiannewyear10-hp.gif"></P> <P>حالا که سال جدید شده و موقع لباس نو و نو شدن هستش گفتن این نکته خالی از لطف نیست</P> <P>از آیت الله جوادی آملی نقل شده که فرمودن: وقتی داری لباس تازه می پوشی چند لحظه با لباس خودت حرف بزن و بهش بگو که مبادا باعث کبر و غرور من بشی و اون وقت لباس رو بپوش</P> <P>ای کاش این نکته قبل از اینکه پیراهنی که چند ساعت قبل تازه پوشیده بودم، بسوزه به یادم میومد.</P>