تبلیغات
همه دنیای امید - مطالب عمومی
همه دنیای امید

برف

شنبه 26 آذر 1384

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:عمومی، 

سلام

امروز اوضاع هوا خیلی خرابه. باد خیلی شدیدی داره میاد. بعضی جاها برق قطع شده.

همه به یاد برف سال قبل افتادن.

من که تا اسم برف میاد تنم می لرزه.

نظرات() 

علائم ظهور حضرت مهدی (عج)

چهارشنبه 16 آذر 1384

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:عمومی، 

سلام...    سررسیدم رو که باز کردم نگاهم به روز جمعه افتاد که توش نوشته بودن:

علائم ظهور حضرت مهدی (عج)

1- موت فقها پی در پی.

2- ضایع کردن نمازها و پیروی کردن از شهوتها و کم شدن امانتداری در مردم.

3- بلند شدن صداهای خصومت و دشمنی در مساجد.

4- دشنام دادن اولاد به پدران و مادران و افترا زدن به ایشان و شاد شدن به مرگ آنها و زدن و آزار ایشان.

5- کم شدن کارهای خیر و کم شدن علما حقیقی.

6- شیوه گفتگو نامشروع و رقصها و اقسام ساز و نوازها.

7- رشوه گرفتن قضات در حکم و ندانسته حکم کردن ایشان.

8- اختلاف بسیار در تمام روی زمین

9- ظاهر شدن دود تیره ای بالای سرها که در چشم و در گوش و بینی مردم می رود.

10- کشف حجاب و بی عفتی در زنها و شریک شدن زنها در تجارت با شوهران و تمکین نکردن زنان از شوهرانشان.

11- مستولی شدن زنها بر شوهر خویش در جمیع چیزها.

12- ساز و آواز و لهویات زیاد و کسی منع نکند و یا جرات نکند منع کند.

نظرات() 

یکشنبه 1 آبان 1384

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:عمومی، 

سلام دوستان

شبهای قدر هم رسید

دوستانی که پیش خدا آبرو دارن لطف کنن یادی از ما هم بکنن

گناه دارما. منم دعا کنیم

نظرات() 

اولین

جمعه 29 مهر 1384

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:عمومی، 

یکم دلشوره داشتم

پسرخالم در رو باز کرد و با هم رفتیم توی شرکت

با مسئولش سلام کرد

من یکم دور و برم رو نگاه کردم

به تعداد مشتریهای که توی این ساعت از روز داشت اونم اینجا

آهی برای همه آرزوهای به باد رفتم کشیدم

نمی فهمیدم داره طرف چی مگه فقط توی چشماش نگاه میکردم

پسرخالم با دیدن مشتریها و امکانات داخل شرکت حالش گرفته شد

من کم مونده بود گریم بگیره

بخاطر تمام برنامه ریزیهایی که کرده بودم

بخاطر تمام فکر و خیالها این یک سال

که مثل برجهای تجارت جهانی جلوی چشام پایین میومد

دیگه همه چی برام تموم شده بود

دیگه چیزی برام مهم نبود

اینجا ته ته جاده بود

باید بی خیال بقیه جاده میشدم

بابا بی خیال، اداره را یادش رفته بقیش رو آسفالت کنه

دیگه هیچی برام مهم نبود

اگه قبل از این، زندگیم خاکستری بود و همه چی رو سیاه میدیدم

حالا دیگه همه چی سیاه تر شده بود

سیاه سیاه

------------------------

نمی خواستم اولین مطلب وبلاگ اینقدر تلخ باشه

ولی این زندگیه دیگه چه میشه کرد

به هر حال نماز روزه هاتون قبول

ما رو دعا کنید

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 5 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امید امیدی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :