تبلیغات
همه دنیای امید - جرات نداره
همه دنیای امید

جرات نداره

دوشنبه 29 مرداد 1386

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:یادداشتهای تنهایی، 

سلام

بچه که بود دوست داشت پرواز کنه؛ اما بال پرواز نداشت

دوست داشت حرف بزنه؛ اما بچه بود زبون نداشت

دوست داشت بدوه، فرار کنه؛ اما بچه بود نای دویدن نداشت

دوست داشت داشته باشه؛ اما باز بچه بود حق داشتن نداشت

حالا بزرگ شده

با خیالش پرواز میکنه

با نوشته هاش حرف میزنه

و وقتی که چشماش رو می بنده یعنی از دست همه فرار کرده

حالا می خواد، دوست داره داشته باشه، اما جرات خواستن نداره

 

نظرات() 
شیدا
دوشنبه 29 مرداد 1386 06:08 ق.ظ
سلام . ممنونم كه به من سر زدین ؟ با تبادل لینك موافقین؟
امید امیدی در پاسخ به پریا
دوشنبه 29 مرداد 1386 12:08 ب.ظ
15
پریا
دوشنبه 29 مرداد 1386 12:08 ب.ظ
سلام
ممنون از نظرت
مگه بهم چند می خوره؟؟؟؟؟

ارشمیدس
دوشنبه 29 مرداد 1386 11:08 ق.ظ
خیلی جالب بود..............
بیخیال
از این به بعد با اسم خودم برات نظر نمیدم بعد ممكنه
دست بر قضا پر رو بشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امید امیدی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :