تبلیغات
همه دنیای امید
همه دنیای امید

آخر سالی 2

جمعه 28 اسفند 1388

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:روزانه، 

این دو روز از سال 88 وقت مناسبی برای فکر کردنه

یکم میتونم به کارهای نیمه کارم برسم و یکم هم به اتفاقهایی که افتاده و قرار بیفته فکر کنم

 

- زمستون با تمام توان داره داد میزنه که من هنوز زندم

عجب برفی داره میاد

- یک بار اومدیم خبر رسانی به روز باشی و چند دقیقه بعد از برف عکسهای زیباش رو توی این وقت شب بذاریم اینجا. کابل دوربین گم شده نمیتونم عکسها رو بریزم توی کامپیوتر

نظرات() 

آخر سالی

جمعه 21 اسفند 1388

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:روزانه، 

سلام

این پست آخر سالی که برای سال گذشته بوده نمی دونم چه مرگش بود که کل وبلاگ رو داغون کرده بود

به هر حال در یک حرکت انقلابی ویرایشش کردم و درست شد

بعضی وقتها چه کیفور میشم وقتی گند کاری خودم رو درست میکنم

 

نظرات() 

بازگشت

پنجشنبه 13 اسفند 1388

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:عمومی، 

سلام

خیلی وقت میشه که چیزی توی وبلاگ ننوشتم

همیشه قبلا که به وبلاگ فکر می کردم با خودم میگفتم وقتی دوباره شروع کنم به یه پست خیلی جالب میام بالا و این کار رو میکنم، اون کار رو میکنم. ولی حالا که دارم مینویسم اصلا چیزی یادم نمیاد

ففط مینویسم تا شروع کرده باشم تا بعد خدا چه خواهد.

فارسیم یخ زده

میترسم غلط بنویسم گندش در باید

بعدا میام در مورد مطالب جدید میگم فقط این قالب جدید را من توی IE نمی تونم ببینم. نمی دونم چرا...

 

نظرات() 

این ایران ماست

یکشنبه 10 خرداد 1388

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:عمومی، 

 

 

فیلم همایش نخبگان حامی احمدی نژاد 1

فیلم همایش نخبگان حامی احمدی نژاد 2

حمایت طراح طرح 50 هزارتومانی کروبی از احمدی‌نژاد

نظرات() 

بازم دلم گرفت

سه شنبه 5 خرداد 1388

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:با حافظ، روزانه، 

خیلی چیزها وجود داره که بخاطرش ناراحت بشم

دستم رفت روی حافظ

اینبار اینجا

در خرابات مغان نور خدا می‌بینم این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو خانه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم
خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن فکر دور است همانا که خطا می‌بینم
سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب این همه از نظر لطف شما می‌بینم
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال با که گویم که در این پرده چه‌ها می‌بینم
کس ندیده‌ست ز مشک ختن و نافه چین        آن چه من هر سحر از باد صبا می‌بینم
دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید که من او را ز محبان شما می‌بینم

 

نظرات() 

اگه دست به طلا میزدم خاک میشد!

یکشنبه 30 فروردین 1388

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:روزانه، 

امروز فول رو شانس بودم

اگه دست به طلا میزدم تبدیل به خاک میشد

صبح اداره نرفتم تا اول برم چند تا از کارام رو انجام بدم بعد برگردم اداره

1- رفتم به بانک: شلوغ بود برگشتم

2- رفتم به پست: تا تمبرهای یادگاریم رو بگیرم، طرف نبود

3- رفتم دانشگاه : با یکی از استادها کار داشتم، ساعت 9:30 رسیدم دیدم ساعت 1 کلاس داره

4- برگشتم اداره : تا چند تا از کارام رو انجام بدم برق رفته بود

5- دوباره رفتم دانشگاه : ساعت 12 رسیدم دانشگاه تا زودتر از کلاسش باهاش صحبت کنم، تا 2:30 واستادم نیومد

تکمیلوند: دانشگاه یه شهر دیگس و از ایستگاه تا دانشگاه 30 دقیقه راه هستش

نظرات() 

سال نو مبارک

شنبه 1 فروردین 1388

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:روزانه، 

چه بخور بخوری بشه امسال

سر سال تحویل داشتم ناهار می خوردم

نظرات() 

عجبا

شنبه 10 اسفند 1387

نویسنده: امید امیدی | طبقه بندی:روزانه، 

سلام

حتما شما هم دیدید توی خیابون یا توی تاکسی که بعضی از این جوونهای سیم پیچی شده رو. همون ها رو می گم که از سر و کلشون کلی سیم زده بیرون و دارن آهنگ گوش میدن

می دونید چی میگم؟

- نمی دونید ؟ خوب گوش کنید

میگم یکم اونطرف تر مردم تو مخشون دارن نانو و کلی علم دیگه فرو می کنن ما داریم این طرف توی مخمون "تو مثل گلی" و "می میرم برات" و کلی چرت و پرت دیگه پر می کنیم

این درسته؟

حالا بگذریم از اینکه استفاده از این دستگاها برای گوش چقدر خطر داره "حسن"

من یه پیشنهاد دارم

- چی؟

من میگم لااقل شما که توی مختون نانو و علم فرو نمی کنید، بیاد مثل من آکبند نگهش دارید. نـــــــــــــــه غلام؟

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 14 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امید امیدی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :